محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )
77
منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )
القا نمايم كه عقل در ششدر حيرت است . تعالى شانه چه قادرى است كه از يك قطره آب گنديده چنين انسان كاملى خلق كرده و او را چه استعداد و قابليت داده كه همهء عوالم علوم را در چند ورق قرطاس ضبط كرده . در يادم هست سال هزار و دويست و هشتاد و پنج در مكهء معظمه - زاد الله شرافته - درويش ژوليدهاى را ديدم كه تخم خيار مىكاشت و آب مىداد ! فى الفور سبز شده و ميوه مىآورد . پرسيدم كه اين علم غير رسمى و اين صنعت نال اعجاز ( ؟ ) را از كدام سرچشمه اخذ نمودهاى ؟ فرمودند كه اين از جملهء رموزاتى است كه بعد از مطالعهء ده سال از كتب اسرار سيد حسين اخلاطى تحصيل نمودهام . الحق مرد كاملى بوده كه در اين مدت قليل اينچنين علم شريف را درك نموده . مجملا تركيب كتاب مزبور را چنان برداشت نموده كه به غير از رموز و اشاره مطلب مبينى ندارد كه شخص پى به معنا ببرد . مثلا مىنويسد هركه روغن جانورى را كه اسم او در اعداد حساب جمل دويست و پنجاه و شش باشد و روغن جانورى ديگر كه اسم او هم در اعداد هشتصد و هفده باشد گرفته باهم مخلوط كرده در چراغ بسوزاند شعلهء آن چراغ به هرجا كه محيط باشد پر از مار و كژدم به نظر مىآيد . هركه داخل آن خانه گردد خانه را پر از جانور مىبيند و اين خاصيت مدام كه چراغ مىسوزد باقى است . چون چراغ خاموش شد اين علامت هم زائل خواهد شد . اما آنكه پى به اين رموزات ببرد و نام اين جانورها را استخراج نمايد كه خواهد بود ؟ بلكه استخراجش دشوارتر از اصل و دانستن اوست . ايضا صد هزار مطلبى چنين با رموز نشان داده كه استخراج هريك ده سال رياضت مىخواهد . مشهور است كه شخصى را شكى در حقانيت امير المؤمنين و خلفاى ثلاثه در دل پيدا شده به خدمت سيد آمده عرض نمود كه مرا عقدهاى در دل هست اما اظهارش نمىتوانم ، آيا مىتوانى بىآنكه اين مطلب را فاش نمايم عقدهء مرا حل كنى ؟ فرمودند مطلبى را كه در دل دارى نوشته او را در اعداد جمل نهنه طرح كن ، الباقى هرچه بماند